بر عندليب عاشق گر بشكني قفس را

از ذوق اندرونش پرواي در نباشد

سعدي



ادامه مطلب...
+ نوشته شده در ۱۱ دى ۱۳۴۸ساعت ۰۲:۰۰:۴۲ توسط مدير سايت | نظرات (0)
[ بازدید: ]



بگذار برايت چاي بياورم، راستي گفتم كه دوستت دارم؟

گفتم كه از آمدنت چقدر خوشحالم؟

حضورت شادي‌بخش است مثل حضور شعر


«نزار قباني»



ادامه مطلب...
+ نوشته شده در ۱۱ دى ۱۳۴۸ساعت ۰۲:۰۰:۴۲ توسط مدير سايت | نظرات (0)
[ بازدید: ]



قايقت مي شوم؛

بادبانم باش

بگذار هرچه حرفْ پشت‌مان مي‌زنند مردم؛

باد هوا شود،

دورترمان كند!


«رضا كاظمي»


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در ۱۱ دى ۱۳۴۸ساعت ۰۲:۰۰:۴۲ توسط مدير سايت | نظرات (0)
[ بازدید: ]



كار ِ رود رفتن است
كار ِباد، آمدن
كار ِعشق، بردن است
كار ِدل، باختن ...

كار ِمرگ هر چه هست
كار ِماست
  عاشقانه زيستن.


مژگان عباسلو


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در ۱۱ دى ۱۳۴۸ساعت ۰۲:۰۰:۴۲ توسط مدير سايت | نظرات (0)
[ بازدید: ]



چقدر نيستي و تمام لحظه‌هاي پس از تو

مثل ثانيه‌هاي كُند پرترافيك

مثل انتظار چراغ‌هاي هميشه قرمز

مثل راه‌هاي بي‌پايان است

شاعر؟


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در ۱۱ دى ۱۳۴۸ساعت ۰۲:۰۰:۴۲ توسط مدير سايت | نظرات (0)
[ بازدید: ]



◄ آخرين مطالب ارسالی ....
بي پروا...
من چهره‌ات را بي‌شكر مي‌پسندم
دور مي شوم، دور
كار ِماست عاشقانه زيستن
چقدر نيستي
اگر كه ماهي كوچك

۱ | ۲ |